به گزارش سلام نو به نقل از رکنا، تازه‌ ترین داده‌ های رسمی از وضعیت منابع آب کشور، تصویری نگران‌ کننده اما شفاف از سال آبی جاری ترسیم می‌کند. بر اساس برآوردها، حجم آب موجود در سدهای بزرگ کشور از ابتدای سال آبی (اول مهر) تا ۱۸ بهمن‌ماه به ۱۹ میلیارد و ۲۴۰ میلیون مترمکعب رسیده است؛ رقمی که در مقایسه با میانگین بلندمدت، همچنان فاصله معناداری با وضعیت نرمال دارد. همین شرایط سبب شده سیاست‌گذار ناچار به کاهش ۲۷ درصدی برداشت آب از سدها نسبت به سال گذشته شود؛ تصمیمی که خود نشانه ورود سیستم تأمین آب کشور به فاز «مدیریت بحران» است، نه مدیریت عادی منابع.

در نگاه اول، نقشه بارش‌ های استانی ممکن است این تصور را ایجاد کند که وضعیت بارندگی در برخی استان‌ ها قابل قبول است؛ استان‌ هایی مانند کهگیلویه و بویراحمد با ۳۳۵ میلی‌متر، گیلان با ۳۱۶ میلی‌متر و چهارمحال و بختیاری با ۲۸۴ میلی‌متر بارش در صدر جدول قرار دارند. اما این تصویر، اگر بدون تحلیل هیدرولوژیک خوانده شود، گمراه‌ کننده است. زیرا مسئله اصلی نه صرفاً «میزان بارش»، بلکه توزیع زمانی، نوع بارش (برف یا باران)، میزان نفوذپذیری، و نسبت آن با مصرف محلی و بین‌حوضه‌ای است.

بحران از کجا شروع می‌شود؟

بررسی داده‌ها نشان می‌دهد که بحران آب در سال آبی جاری، نه از استان‌ های پربارش، بلکه از استان‌ های پرمصرف، پر جمعیت و وابسته به سدهای کم‌بارش آغاز خواهد شد. در این میان، چند پهنه جغرافیایی به‌ طور مشخص در خط مقدم بحران قرار دارند.

نخست، فلات مرکزی ایران؛ جایی که استان‌ هایی مانند تهران (۵۹ میلی‌متر)، قم (۴۹ میلی‌متر)، سمنان (۳۴ میلی‌متر)، یزد (۴۳ میلی‌متر)، اصفهان (۸۴ میلی‌متر) و مرکزی (۷۱ میلی‌متر) با بارش‌هایی به‌مراتب کمتر از میانگین بلندمدت مواجه شده‌اند. این استان‌ها نه‌ تنها از نظر بارندگی در وضعیت قرمز قرار دارند، بلکه به دلیل تراکم جمعیت، وابستگی شدید به سدها و افت شدید آب‌های زیرزمینی، کمترین تاب‌ آوری را در برابر تداوم خشکسالی دارند.

در گام بعد، استان‌ هایی مانند البرز، قزوین، همدان و اردبیل با بارش‌ های حدود یا کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر، وارد مرحله «ریسک بالای تنش آبی» می‌ شوند؛ به‌ ویژه آنکه بسیاری از این مناطق به سامانه‌ های تأمین آب مشترک با تهران یا حوضه‌های کم‌رمق متصل هستند.

بحران از چه ماهی وارد فاز عینی می‌شود؟

با فرض تداوم روند فعلی بارش و عدم وقوع بارندگی‌ های مؤثر در اسفند و فروردین، نقطه آغاز بحران عینی آب از اواخر اردیبهشت و به‌ ویژه خرداد ماه خواهد بود. این همان زمانی است که مصرف شرب افزایش می‌ یابد، نیاز آبی بخش کشاورزی به اوج می‌ رسد و ذخایر سدها باید نقش ضربه‌گیر را ایفا کنند؛ نقشی که امسال به‌دلیل کاهش ذخیره، به‌درستی قابل انجام نیست.

در این مقطع، احتمال بروز افت فشار، جیره‌ بندی مقطعی یا قطعی‌های برنامه‌ ریزی‌ شده آب در شهرهای بزرگ فلات مرکزی، به‌ویژه تهران، قم، اصفهان و یزد افزایش می‌یابد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که این قطعی‌ها ابتدا در ساعات اوج مصرف و مناطق حاشیه‌ای رخ می‌دهد و سپس در صورت تداوم بحران، به سایر مناطق نیز تسری پیدا می‌کند.

آیا بحران آب به بحران برق هم می‌رسد؟

پاسخ کوتاه، بله؛ اما با یک تأخیر زمانی. کاهش ذخایر سدها به معنای کاهش توان تولید برق‌ آبی است؛ بخشی از شبکه برق کشور که معمولاً در تابستان برای پوشش پیک مصرف وارد مدار می‌شود. با محدود شدن تولید برق‌آبی، فشار بیشتری بر نیروگاه‌های حرارتی وارد خواهد شد؛ نیروگاه‌ هایی که خود با چالش تأمین سوخت و آب خنک‌کننده مواجه‌اند.

در نتیجه، اگر تابستانی گرم‌ تر از نرمال رقم بخورد، از تیرماه به بعد احتمال قطعی برق، به‌ویژه در استان‌های پرمصرف و کم‌آب افزایش می‌یابد؛ همان استان‌هایی که هم‌زمان با تنش آبی، با فشار مضاعف بر شبکه برق روبه‌رو خواهند شد.

آنچه از دل این داده‌ها بیرون می‌آید، تصویری از یک بحران «پلکانی» است؛ بحرانی که نه با یک فروپاشی ناگهانی، بلکه با مجموعه‌ ای از محدودیت‌ های تدریجی خود را نشان می‌دهد. کاهش برداشت از سدها، هشدارهای زودهنگام و مدیریت تقاضا، همگی نشانه آن است که نظام تأمین آب کشور وارد مرحله پیش‌بحران شده است.

اگر الگوی مصرف اصلاح نشود و بارش‌ های مؤثر بهاری رخ ندهد، از خردادماه تنش آبی در فلات مرکزی آغاز می‌شود، در تیر و مرداد به اوج می‌رسد و در ادامه، شبکه برق نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در این میان، استان‌هایی با بارش‌های زیر ۷۰ میلی‌متر و وابستگی شدید به سدها، نخستین نقاط بروز بحران خواهند بود.

این گزارش، بیش از آنکه پیش‌ بینی فاجعه باشد، هشدار درباره یک مسیر قابل اصلاح است؛ مسیری که هر چه دیرتر تغییر کند، هزینه‌ های اجتماعی، اقتصادی و زیست‌ محیطی آن سنگین‌ تر خواهد شد.

 

source