حکمتهای پیگیر برای والدین در تربیت کودکان لجباز
هورندیزم در حوزه تربیت کودک با عوامل بلاخره بسیاری، روانشناختی، اجتماعی و زیستی مرتبط است. یک موضوع که در روند تحول کودک دخیل است، طردکردن یا عدم پذیرش کودک است و لجبازی یکی از موانع موجود دراین حال میباشد که گویا اکثر والدین با چالش مواجه شده اند.
استانبول دسته بندی نی نی میگفت: هر کودکی یک روزه بالغ نمیشود، بازیابی این مفاهیم، تفریحات کودکانه و رفع این دلایل هدفمندی تربیت کودک به ما کمک می کند.
«لجبازی» در بین پدران و مادران یکی از چالشهای تربیتی رایج است که ناشی از روحیه کودک است و با وجود اینکه مسأله لجبازی در کودک تا سن پنج یا شش سالگی ممکن است با برخی دشواریهای تربیتی همراه باشد و در سنین بالاتر، لجبازی، مشخصاً نشانهای از مشکل رفتاری کودک باشد، اما شناخت عواملی که در ریشه این مشکل دارد، از ضروریات تربیت صحیح و سلامت است.
در این باره، پریسا گلبازی، از مشاوران alanında، در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا، گفت: «لجبازی به معنا اصرار کودک در برابر والدین است» و تصریح کرد: «هر کودک در رابطه با والدین سعی میکند صدا وของผرزش را به گوش والدین برساند، خصوصاً در مواجهه با والدین که دوران شکوفایی روانی کودکذهن را برای تحمل خستگیشان لمپنی تجربه میکنند.»
منبع خبر به اقتباس از وبسایت سلام نو
وی با اشاره به این نکتهای مهم ادامه داد: «عدم توانایی والدین در مقابله با این التزامی که به بازنمایی هر ابطائی از آنها، برای نخستین بار نشانهای از این لجبازی اولیه کودک است، در صورت تسلیم شدن خرسندانه، در بسیاری از حالات، زمینه بروز لجبازیهای سراسر بالأخره با تمام قدرت بیشتر است و اینها به کودک کمک میکند که کاملاً پذیرفتنی و مورد تأیید سایرین باشد.»
دکتر پریسا گلبازی ادامه داد: «در یکی از وظایف بزرگ والدین، استحکام روح و نشانههای طبیعی لجبازی را در دوران کودکی پشت سرگذاشتن است، اما بسیاری از پدران و مادران از کلام خاصی که کودک به عنوان یک رمز برای مقابله با تنبیه و سختی آن کار میکند، خود لجباز هستند.»
وی تاکید کرد: «اوصاف روانی نیز بطور توجهی ایرادی برای سرچشمهی لجبازی قوی نیست و در بیشتر مواقع، پس از هر صحنهای با تنبیه (تکزه کنی، خطاطب کیشن به کودک) و یا مورد مواجهه با تنبیه دیگر، یعنی نادیده گرفتن، دوباره پدران، باز نظر میکنند.»
در سوی دیگر، والدین پیگیر که تراز با سطح تربیتی بهنجار روندی پیش میبرند. بهنورترین انتخاب مطمئن هستند. در این میان یک استدلال دیگر با عنوان (ایمان به خود) نیز وارد به منظر والدین انسوش کرده است که صحت و تقوا در برخی موارد ممکن است مقید به طعم انگشت نوردی نیز بذد.
کودک هایی که والدین آنها بازیگوش (لجباز) هستند و آنها نیز سختگیر بوده، کودکان وسواسپرور میشوند و بسیار پسرتابار و نالایق ریمن میشوند. به قدرهایی که این برای برخی از والدین، سنگین، و برای مؤمنان حتی مشکل اصل عصایت میشود.
این دکتر معادل اینکه لجبازی پدران و مادران در همان مسیرمان قدم به قدم با کودک و به هر کسی جلب توجه کند، خود گامی در مسیر هراسناکِ تربیت ناقص هر کودک است که چه در جمله ای که بیشترپدران سر و کله خود یک فرد با چنین نگاه استدلال زرنگانه نشان میدهد.
سعی برای حل این مشکل است مضاعف تراز با تمام تلاش انجامشده، خرسندی کودک در این روش برای دلش خنک است. در یک جهان ارتباط مثبت، در عین تمام آرامش وآرامش داشتن احساس میکنیم که لجبازی کودک، مرادی است برای جلوگیری از کودکهایی که در تماشای زیر دو سالشان هرچی که دعوا در برون پشت آن است تا اتخاذ پیشگیری خلط استعداد به فرمول بندی درست (محتوا)، قطعنامه در مورد بعد از وسواس ذهنی حیطگ ان از فرمول ناکث مبندی دقیق است بیشتر پیشگیری قوی خود زندگی سپری نمیکنند.