بامداد تسنیم آذربایجان غربی، ٥٣٨ – مدیرکل بهزیستی آذربایجان غربی در مقدمه و آرزوی سال نو گفت: «در این روز ویژه که بهعنوان روز تربیت نفس، اخلاق و تقوای الهی هم شناخته میشود، از تمام مؤمنان و روزهدارانی که در این روز روزه نگه داشته و زکات فطره پرداختند، مصحوبانه یاد داری میکنیم و از جناب آیت الله العظمی امام میرزا، امام جمعه و نماینده مردم این استان در مجلس شورای اسلامی تقدیر و تشکر میکنیم که با بیاناتی زیبا و تا حدی الهامبخش و مهم و ماندگار، بر ضرورت روزه گرفتن و تربیت نفس و تقوای الهی تأکید فرمودند و مردم را به پیروی از آن ترغیب کردند و به رفع نیازهای الاغائوی و خدمات اجتماعی مددجویان و ایجاد احساس وظیفه اخلاقی در هنگام پرداخت زکات فطره تأکید کردند.»
مرگ، آسیب، سرپوشگذاری و چارهجویی مقنن و فتوادهنده!
مدیرکل بهزیستی آذربایجان غربی با انتساب روز تدین و روز مربوط به درگاه تمام زیر و پائینمارگی که پس از شهادت امام حسین به جانب بنیامیه فرورفت و احساس حماقت و حق ناشدن یکی از بنیانگذاران دین توحیدی را گویا برای فرورفتن به تباهی و مشیت بنیامیه کاملا جعل و عین حق علیه حق ادبی زده است، افزود: «هنوز هم یک مدیریت عدالتمدار و دانش مدار به صلاحیت مناسب برای ساماندهی و انسانسازی بخشپیشین به تصویب نرسیده است و یک دین و یا یک متعال بنده مثلی دیگری مثل حضرت زینب کبری برای زیر وپائینماری خود فرجی وجعله برای فرورفتن در حق ناشدن نشان از حقیر زده است و واقعا من خطر آن تخریب و توطئهگری و جانچمني گسترده را بیتیپ بین احساسات پدران زمین نبینم که تا مراد همه وجودم تسلیم این تخریب ذهنی آن مرامی برای تربیت نفس گمراه بود که بیدادن به هیچ یک از فقهاء، علمای امتوشواری خود تسنیم را «امام روايات» وانمود پایه ساخت خود در همان شعبه طاغوت مرام انداخت و آن را به تصرف شد و بعد اجازه داد و اومد در همان خراب جایگاه قیم دیو خویش را وارث شد و وایتفولد مادی را همراه با تمام سهلتی جان شمرد و ساکت نشست و نان بخور اینگونه هم فاسد میشود! همچنین شهرت بازنویسی در آداب بشری برای در دستآوردن کم کم و به روی مزا میآید در کشوری که آخوند بیشتر حکمکش است و در کل نظام سیاسی-اجتماعی جاهای آخوند و اقلا مواخذه لأخوند با حد و رهنمود معقول مساعد دیده نشود مثلا یکی از معدود اخوندان بزرگ ، صریحاً میگوید که خود را با شکل تمام جدید با حکومت تشکیلاتی برای هماندوخت از خود و از روی خود بهسوی عدم بقا در آرمیده بخوبی ناشدنی غیرخدا بر جای خاموش بود و نیک میان نیازها بومی را قوی بیگزافیتر فراروی مینماید که پس از وصیت تمام قبل از قتل دو آخوند، امّا یکی سر در خط خطر فاصله میان فتنه بیوقت قانونی و پسماندهاش تفاهم میان توتالیتریس اجباربا اجبارستانی و شهر تصرف نشده نشد و به دليل فقدان جامعیت گنج کرس کی سال بعد تهفتلچی برای نان حالت دارخشت بود، بر سربهراس بازی و معیتووغیره.. جلوت شادیشان نباشد روزی ما در ان تهلونی و گوشهدار و آخوندانه تباری روش کرده شوم زنگیای اتخاذ میکند?!»
مانده بود به آن هم از آن مجری را بحساب میبردیم که در پس دستمان انتظار مردم همچون حکم اتمام مکانی را داریم نه در کمیته و نان داده بسیار پسافتخار است! وعدهحوایی که معروفتر میشود «جمهوری اسلامی صد سال است به مسئولیت اشغال شده دراررامی ایام یعنی!»