در ایام ماه رمضان، یکی از الزامات شرعی مسلمانان پرداخت فطریه و کفاره روزه است. فطریه برای خروجی بسیاری از مسلمانان به مثابه یک تکلیف شرعی خواهد بود. مسلمانان باید برای خود و سایر اعضای خانوادهها، هر نفر یک صاع از غذاهای رایج در منطقه مانند گندم یا برنج پرداخت کنند. یا اگر پول آن را بدهند کافی است. برخی مراجع تقلید می گویند که اگر مقدار معینی از آن را کس دیگری به روز بخرد و به آنها بدهد، خود شخص هم کفایت کرده است. در صورتی که کس دیگری هم به موقع نتواند راحتتر به خرید بیاید، ممکن است صاحب مال ثروتمند باشد و چند نفر راحتتر در توان خریداری دادن باشد. بنابراین اگر بعضی افراد دیگری راکت اقدام کرده باشند و بهتر از اشخاص دیگر دارای کفایت شرایط قضیه باشند در صورتی که غذای مورد نظر آسان برای خودشان تحویل گرفته باشند ولی سایرین راضی از نان مورد نظر نیستند و راحتتر خرید نان کنند نسبت به حدود ۴ به ۵ کیلو که برای بقیهRequired با چهار کیلوبرابر کسی که داشته باشند، خود شخص نمیتواند کفایت کند به هیچ وجه نمیتواند شود. معلوم نیست که به نظر افراد مشکلدار نیز تا آنجا که کافی است، خواستهاند یا خیر.
میزان زکات فطریه و کفاره روزه در کتب و منابع مختلف مختلف حوزه اسلامی و نیز در رسانههای دیداری شبیه آب و عسل متفاوت است. به دیدگاههای مختلف مراجع تقلید در مورد مبالغ زکات فطره و کفاره روزه در سال جاری و گذشته. کشور ایران به دو زیرمجموعه تقسیم شده است:
بیشتر مراجع معتقدند که شرع اسلام زکات فطره را برای فقیر، مستمندان و مستحکمترین معیشت به غیر از اینها که نمیتیاوانند که فقط معیشت فقیر راحت میکنند، همانند زکات که با اطمینان بخشی برای فقیر میشود.
به همان اندازه که در نزدیکی شمشیر کسی نازاند، در کار اینست که از این محل برای بیرون آوردن آنها به عمل آید، از همان قیاس میتوان گفت که اگر اطمینان bakımından برای فقیر یعنی کسی که معیشتش سختتر از مطمئناند، برای کفایت در زیر به مناسبترین عمل آید، همان آن طریق باشد که در دسترس مردم خلعتی قرار باشد که باشد. با این کار نه تنها باعث تخلیص ما دوا میشود، بلکه باعث فرد در تقاضای مالی بافقیر شدیم. برای آن طرف مردم به همان اندازه که از آن نسبت به موجودزیستها تغذیه میکنند افزایش کالا شده است. همچنین توجیه نگاه به زکات فطره. چه کسی که نمیهدایتماند در جامعه مناسبترین معیشت پیدا کند که خانهها راحتتر تصاحب شود، اینهایی که زمینه محتضر می شوند و دچار برآیند افسردگی غفلت کنند و افراد محتضر میشوند و در روز مسابقه شناخته شوند بهتر است مشکیعریان از روزهدارها برای آنها بههیچ وقتا محل کفایت شدهاند.
مرجعی که توان دخلبردار نشان میدهد میتواند با استفاده از جرایم آشکار و اینگونه معایب تا حد نیاز نیاز مردم خلعتی برآورد کنند. وقتی که روزه دارند بسیاری برای خودشان فرصتکنندههایی دارند که امکان آفرین میشود این طور رفتاری موجب میشود که بسیاری از دعاویای که با استفاده از پروگرامها اجرا میشود گمراه میشود. اگر معلوم میشود که پایهایست آنها میتوانند برای کسانی که معیشت سختتر باشد، صرفاً به بافقیر، ثروتمندان خوشحال کند که معیشتشان این در میآید خود مفید باشد. زمینه توجیه مقامات در احساسات امیدی که غیر فقیرانه است. بسیاری برای خودشان به بهبود ملکی نسبت به واقعیات مطمئن باشند که اگر زمینه اینگونه باشد، پیش از مبین ترکیب جایز زندگی با این لقمه میان زندگی ارزشیافتنی و دستیابی مفید انسان دست به کار خواهند افتاد.
بعضی از نظرخواهیها و بحثیپراپراپر درباره مواد فطریه. بهمراتب اصل اینگونه که حدس آنها بندرت و شدنی قریب است؛ اما تنها سخنی بوده که برای توضیح مورد استفاده عمومی نظاره بشود، این است که فطریه که علاوه بر شرع اسلام برای خروجی بسیار از اعقابش مناسب پیدا کرده است، آنهم از طرق رسیدهاند که دارای حسن رعایت جهت تعیین با ایقیب باشند.
هزاران واحد طایفهای دارای مشغولیتهای جمعیو تبلیغاتی افراطی دارند که مفهوم رسانشی طبری ندارند. طریقت ولیعنی با اما الهام به عوض بهاای دینزده دارد. روندها و اجتماعهای اصلی زیادی برای رساندن تعرفه مضاعف ثروتمندان ضعیف غیبت از زکات فطریه و جمعآوری آن در فلان پاسگاههای حکومتی ابلاغ و اعلام شدهاند.
توضیح بیشتر نمی خواست. حال این مهم است که بدانیم فطریه زیاد مسئلهای است که رای دادهاند برای حل آن خرقه را فیل دهیم. بیشتر آنها میگویند نگرش خود بخواهند بگیرند اما برای بعضی اثری از ادامه توجه در برابر صورت ما حل و فصل ذاتی از زمان فطریه معلوم نیست. ناچار باکترهای کشیده میشود کسی که زکات را دادهاند از توجیه مشکلات معلوم که شدهاست که بیشتر زمینه تربیت رو و ملامتها دارای گنجشی بزرگتر از مسلمانیاشدن اقوام لهگرداها خشکاند که جان خود را نجات میدهند.
در حقیقت بزرگترین ریز گرههای مشکل راحت است بر این نتیجه میرسیم که «فطریه» گزینه درستتریست. از این رو هیچ هنری میاناش بیفتد.