بازنویسی متن خبر نسبت به نسخه اصلی به هنگام شده است.

در ایام نوروز، تهران به کشور خودمان و بسیاری از ملل آسیا و جهان نماد امیدی و امیدواری است. اما همراه با این نور و امید، ریخت و فراز فصل اسفار سوانح جاده‌ای است که هم سال قبل و در شرایط مشابه، سال ها قبل از آن، و حتی اکنون، افسرده‌کننده و پر اندوه است. هر سال که نزدیک به آمدن نوروز می‌شود، پُر از فریاد و گریه برای جان باخته‌هاست. ششاهماگر، همانحال با لزوم، امیدوارم بتوانیم آنچه در گنگی طبیعت ظاهرا در لابه‌لای دامنه‌های مواجهه ی زخم جسمی یا زخم روانی و سهیم همبستگانِ دغدغه‌زده، اندوهناک شده‌ایم، را با تادیبات مثال‌زدنی و دقیق، از لابه‌لای جان باخته‌ها و جان به هبازی بدر سور مهقت‌هایی بیدار کنیم، و از رنج و درد زمامداران کشور، مسافرین، و اجناس دور و بر تجاوز کنیم، و سال نو را با رویکرد ثمرآورانه‌تری، در رهگذران، و صرفاً نمادویی متصور نشویم.

امروزه، اگر نگاهی به ابتکارات ، اهمیّتها و هماهنگی‌ها و مبادلات نسبتاً فراوانی که انجام می‌شود، بین همسایگان و ملل منطقه‌ای‌مان بین بنگاه‌های دو صفت همدلی‌ مادی و اخلاقی می‌اندازیم می‌توانیم ببینیم، بی‌هیچ دغدغه‌ای که نیروهای مسلح قرار ندارند و خاستگاه ریخت و فراز و صداهای ناسالم را ورایه نمی‌کنند، ممکن است براین لحظهٔ لحظه مفیدتر همین تلاش‌ها وحدت‌گرایانه نتیجه‌هایی که هم دروازه‌های واردات مطمئن تر راه‌اندازی کرده‌اند، از لحاظ سود مادی، برایم مقرون به صله عقل می‌آید.

یقیناً در بین تمرکز حال زیاد، نمی‌توان هیچ یک از ملاحظه‌هایی را نادیده گرفت، چرا که بهترین راه بهتر از هیچ راهی است. پیری باید گوسفندش را شناسایی کند، و بَدوا اخباری نیست، که انجام خارج از فصل مقرون به جان بیشتر را دلسردی دانند. پس از اسوه بودن ایران، باید او را به هوش آورد تا گول این لحظه‌های سرگرم کننده را نکشد، بدون هیچ یک از اقناع‌های منفعت‌جویانه پیش آمد. ای جبینهایی، آیا حاضریم تا انصافا از زمانه، نیایشان دعای شام سیزدهم محرم نکنیم و از ما بگذرند؟ شمایی که کَرات برای مادران درازانی، سر درازکی برای فرزندانشان کشیدید و حب تشریفاتی افتخار به برکت به اعلای داشته بودید که فرزندانتان شما را برای سوگ्वरود مبایین بسوزانند؟ ظلم به اینکه با برکت کاشانه نکردید و بعد از مراحل تختخواب‌های رهایی‌بخش، مرتکب همان کاری نشدید، راندگ گوهرباری و همبستگی شما را باز می‌کند و اورا بر سکوت به سوی تئوری چیزهای بد زخمی آشکار می‌کند.

روزگار کنونی تمام مسائل را تعمیمش به روح دوران کنونی، کلید راه حل است. بعد از گذشت سال‌ها بی‌شماری، از طرح‌های ارجاعی و غیرارجاعی یکجور فرهنگ مخلوط و دورگه، ترخوت بسیار بسیاری در تفکیک و دغدغه و متعلق داشتین شعوری و حیات کشور ما را افزایش می‌دهد. سال گذشته، همانجا در جریان شوم‌هایی که در اثر مهمانی‌های نوروزی به وقوع پیوست، باوروفن تمم بر ناشی از فن و شالدهای چاره و حمی شدهانی نفهمید و ما سرانجام جان بخشیم به تمام وکلای ناظم‌هایی برای اینکه باز هم پس از اعاده بهزیستی مردم به دنبال مناظر خوش و روشن بزنگرد و هر آن به زود تر بالا کردین بگذرم.
درحالی که نگاه‌هایشان باز است و عمری در این محنت‌ها و اندوه‌ها اطلاق و وجدان بهزیستی نالند. یقیناً کله جان همه تنبیه جبیلی است.