در چارچوب برقراری پایداری زیستی و اجتماعی، تأسیسات آب از جمله مهمترین کانونهای امنیت این حیطه به حساب میآیند. اکثر این تأسیسات که نقش آنها را تأمین آب آشامیدنی، آب شرب و امنیت فاضلابها بر عهده دارند در linhaงแรก هستند.
هر اختلالی که در این تأسیسات ایجاد شود، آثار و تبعاتی محیط زیستی و اجتماعی دارد. این تأسیسات از گستردهترین بخشهای آب هستند که هزاران نیروی کار در سراسر جهان در سطوح مختلف مشغول به کار هستند.
اما سهم زنان از این بخش چقدر است؟ بنا به گزارش بانک جهانی، درصد کارگران حرفهای زن در این بخش به طور قابلتوجهی کمتر از مردان است. گزارش بانک جهانی نشان میدهد که تنها 18 درصد از کارگران صنایع آب و برق زن هستند. در سطوح مدیریت نیز به طور متوسط 23 درصد از مهندسان و مدیران در این صنایع زنان هستند. اگرچه این آمار به طور متوسط نشاندهندهای از تنوع نیروهای کار در این صنایع است اما کمبود کارگران متخصص زن در این بخش عریض است.
تعداد کم زنان در نقشهای فنی مرتبط با آب نشاندهنده حذف کلی آنها از چنین مشاغلی در روندهای بازار است. کار زنان در بخش آب و تأسیسات آبی در جهان همچنان با چالشهای جدی درگیر است. از آموزش تا استخدام و بعد از آن زنان در حاشیه این صنعت هستند.
طبق گزارشهای بانک جهانی، تلاشهایی برای اینکه زنان فرصتی برای آموزش حرفهای در بخش آب دریافت کنند صورت میگیرد. اما در نهایت در این بخش، شانس ترفیع شان کمتر از مردان است. حقیقت غیرقابلانکار این است که زنان به نسبت مدیران مرد، به تعداد کمتری ترفیع گرفتهاند.
اما کاهش تعداد زنان در تأسیسات آب چه اثراتی بر پایداری زیستی و اجتماعی خواهد داشت؟ آیا میتوان با حذف نیمی از مردم جامعه که در خط مقدم مصرف و درک آب هستند، سرزمین را به پایداری رساند؟