کپی بلاگر
کلمه کلیدی خود را تایپ کنید و برای جستجوی Copyblogger.com اینتر را فشار دهید:
دوستان من امروز به شما می گویم، پس با وجود اینکه با سختی های امروز و فردا روبرو هستیم، من همچنان رویایی دارم. این رویایی است که عمیقاً ریشه در رویای آمریکایی دارد.
من آرزو دارم که روزی این ملت قیام کند و معنای واقعی مرام خود را زنده کند: "ما این حقایق را بدیهی می دانیم: همه انسانها برابر آفریده شده اند."
من آرزو دارم که روزی بر روی تپه های سرخ جورجیا پسران برده های سابق و پسران برده داران سابق بتوانند با هم بر سر سفره برادری بنشینند.
رویای من این است که روزی حتی ایالت می سی سی پی، ایالتی غرق در گرمای بی عدالتی، غرق در گرمای ظلم، به واحه آزادی و عدالت تبدیل شود.
من آرزو دارم که چهار فرزند کوچکم روزی در کشوری زندگی کنند که در آن نه از روی رنگ پوستشان بلکه بر اساس محتوای شخصیتشان قضاوت خواهند شد.
من امروز رویایی دارم.
من رویایی دارم که روزی، در آلاباما، با نژادپرستان شرورش، با فرماندار آن که از لب هایش از حرف های تداخل و باطل می چکد. یک روز درست در آلاباما، پسران و دختران سیاهپوست کوچک می توانند به عنوان خواهر و برادر دست به دست پسران کوچک سفید و دختران سفید پوست شوند.
من امروز رویایی دارم.
من در خواب می بینم که روزی هر دره بلند می شود، هر تپه و کوه پست می شود، مکان های ناهموار صاف می شوند، و مکان های کج صاف می شوند، و جلال خداوند آشکار می شود، و همه انسانها آن را با هم خواهند دید.
این امید ماست. این ایمانی است که من با آن به جنوب برمی گردم. با این ایمان می توانیم از کوه ناامیدی سنگ امیدی بتراشیم. ما با این ایمان قادر خواهیم بود اختلافات جنجالی ملت خود را به سمفونی زیبای برادری تبدیل کنیم. با این ایمان می توانیم با هم کار کنیم، با هم دعا کنیم، با هم مبارزه کنیم، با هم به زندان برویم، با هم برای آزادی قیام کنیم، با علم به اینکه روزی آزاد خواهیم شد.
این روزی خواهد بود که همه فرزندان خدا می توانند با معنایی جدید بخوانند: "کشور من، از تو ای سرزمین شیرین آزادی، از تو می خوانم. سرزمینی که پدرانم از دنیا رفتند، سرزمین سرافرازی زائر، از هر دامنه کوه، آزادی زنگ بزند.»
و اگر قرار است آمریکا ملت بزرگی باشد، این باید به واقعیت تبدیل شود. بنابراین اجازه دهید آزادی از بالای تپه های شگفت انگیز نیوهمپشایر زنگ بزند.
بگذار آزادی از کوه های قدرتمند نیویورک زنگ بزند.
بگذار آزادی از آلگنی های در حال افزایش پنسیلوانیا زنگ بزند!
بگذار آزادی از کوه های پوشیده از برف راکی کلرادو زنگ بزند!
بگذار آزادی از دامنه های خمیده کالیفرنیا زنگ بزند!
اما نه تنها این؛ بگذار آزادی از کوه سنگی جورجیا زنگ بزند!
بگذار آزادی از کوه مواظب تنسی زنگ بزند!
بگذار آزادی از هر تپه و تپه می سی سی پی زنگ بزند.
از هر دامنه کوه، آزادی زنگ بزند.
و وقتی این اتفاق بیفتد، وقتی اجازه می‌دهیم آزادی زنگ بزند، وقتی اجازه می‌دهیم از هر روستا و هر آبادی، از هر ایالت و هر شهر زنگ بزند، می‌توانیم آن روز را که همه فرزندان خدا، سیاه‌پوستان و سفیدپوستان مردان، یهودیان و غیریهودیان، پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها، می‌توانند دست به دست هم دهند و به کلمات روحانی پیر سیاه‌پوست بخوانند:
«بالاخره رایگان! بالاخره رایگان! خدای متعال را شکر، بالاخره آزاد شدیم!»
– مارتین لوتر کینگ، جونیور، 28 اوت 1963، واشنگتن، دی سی
برایان کلارک بنیانگذار Copyblogger، خبرنامه رشد شخصی میانسالی Further، و Unemployable، یک جامعه آموزشی است که استراتژی های هوشمندی را برای مترجمان آزاد و کارآفرینان انفرادی ارائه می دهد. او همچنین یکی از بنیانگذاران آژانس بازاریابی محتوایی و سئوی کپی بلاگر است.
مشاهده همه پست های محبوب →
می گوید

ممنون برایان هنوز هم لرز به ستون فقرات می فرستد.
جوانا
تونی می گوید

مال منم همینطور
می گوید

اینجا هم همینطور..
می گوید

اینطور نیست جوانا! فکر می‌کنم می‌توانم حداقل هفته‌ای یک بار به آن گوش کنم و حتی بیشتر با الهام از آن دور شوم! کاملا شگفت انگیز!
می گوید

روشی که او این کلمات را بیان کرد، تفاوت را ایجاد کرد. به یاد داشته باشید که او یک سخنور بزرگ نیز بود.
می گوید

نکته عالی گاهی اوقات به اندازه کلمات (که در حال حرکت هستند) نیست، بلکه به تحویل و زمینه مربوط می شود.
اگر آنها توسط سخنران کمتری در مقابل جمعیت کمتری بیان می شد، آیا این کلمات اکنون در این وبلاگ نوشته شده به همان اندازه قوی بود؟
ناتاشا می گوید

ظاهراً هیتلر همان سبک سخنوری مارتین لوتر کینگ را داشت، متأسفانه چگونه توانست طرفداران عظیمی از نازی ها ایجاد کند. حداقل بگم طعنه آمیز.
می گوید

وقتی آن را می خوانید می توانید صحبت های او را بشنوید. این، دوست من، دلیل است.
فقط کلمات نیستند، مرد هستند.
می گوید

آره!
آنه می گوید

از بین تمام کلماتی که تا به حال گفته شده است، این باید یکی از به یاد ماندنی ترین و پرمعنی ترین آنها باشد.
می گوید

من آن سخنرانی را دوست دارم. متوجه شدم که او در ابتدای هر جمله از همان کلمات زیاد استفاده می کند و قطعاً به تأثیر آن می افزاید.
آیا شگفت انگیز نیست که بتوانید با کلمات خود هزاران نفر را تحت تأثیر قرار دهید؟
می گوید

یک مسئله اصلی بومی انسان را پیدا کنید – مانند آزادی. با قبول ریسک لازم برای صحبت در مورد آن موضوع، وضعیت موجود را به چالش بکشید. آماده باش نتیجه تأثیر شما در آن زمینه عموماً فوری است اما ممکن است مطلوب نباشد.
من یک سوال دارم. رویای سیاسی صحیح چیست؟
می گوید

یکی از بهترین سخنوران تمام دوران. و این فقط یک قطعه است. من سخنرانی کامل او را در mp3 دریافت کردم. بسیار شگفت انگیز.
می گوید

من این یکی را روی دیوار الهام خود دارم:
معیار نهایی یک مرد جایی نیست که در لحظه های آسایش و راحتی بایستد، بلکه جایگاهی است که در مواقع چالش و مجادله می ایستد.
چه پسری، نه؟
می گوید

واقعاً یکی از بهترین سخنرانی‌های تاریخ آمریکاست… او مهارت‌های گفتاری خود را از پدرش – یک واعظ – آموخت.
می گوید

اگر بتوانید الهام بخش باشید، می توانید دامنه پیام خود را به شدت افزایش دهید … این یک چیز بسیار قدرتمند است …
من یک پست عمیق در مورد تقویت ارتباطات شما از طریق عوامل قدرت مانند الهام، ایده آل گرایی و غیره نوشته ام…
علاقه مندان می توانند آن را در وبلاگ من پیدا کنند…
لکس
مورتن می گوید

لعنتی، آن سخنرانی بسیار باشکوه است، من می توانستم تک تک کلمات را بشنوم، چقدر شگفت انگیز است؟
چنین انبوهی از مزایای باورنکردنی نمی تواند چیزی جز مسحورکننده باشد (و او به طرز شگفت انگیزی «حکم «من» را بیشتر از «تو» نگویید را به زیبایی زیر پا می گذارد).
برایان، آیا مطالبی را از این قطعه الهام بخش همیشه دنبال می کنید؟
می گوید

نویسندگی درخشان و درس بزرگی در رهبری… به ویژه برای کسانی که سعی می کنند با "من یک برنامه 5 نقطه ای دارم" یا "من یک استراتژی بلندمدت دارم" به مردم الهام بخشند.
نقل قول مورد علاقه من نقل قول خیابانگرد او است که امروز پست کردم. روز MLK مبارک.
می گوید

یک سخنرانی و خطابه واقعاً کلاسیک. همانطور که دیگران قبل از من گفته اند، هنوز هم می توانم هر کلمه ای را بشنوم که انگار امروز قبل از من گفته می شود.
مایک تکولا می گوید

ادای احترامی عالی به یکی از بزرگترین آمریکایی هایی که تا کنون زندگی کرده است. باشد که میراث دکتر کینگ زنده بماند.
می گوید

امیدوارم همه ما بتوانیم به عنوان الگوها و رهبران عالی مانند دکتر کینگ خدمت کنیم.
می گوید

خوشحالم که دوباره این را جلوی چشمانمان گذاشتیم. من فکر می کنم همه ما می توانستیم صدای او را در حین خواندن بشنویم. و دوباره او را در چشمان خود ببینیم.
(در این سایت کلیپ های صوتی از خاطره انگیزترین سخنان او وجود دارد:
http://www.stanford.edu/group/King/popular_requests/ )
همانطور که احتمالاً هنوز هم می‌توانیم سخنرانی «نپرسید…» JFK را بشنویم، ببینیم، عملا لمس کنیم.
بینایی واقعاً الهام‌بخش اول می‌آید… کلمات، صداها، منظره‌ها، شکلی که به خود می‌گیرد… این‌ها ارتباط زیادی با نقش بر روی روان ما دارند… بازتاب بی‌زمان بودن آن بینایی‌هایی که در زمینه‌هایی ارائه می‌شوند که عمیقاً ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند. ایده هایی که مهم هستند. ممنون، برایان من امسال مانند بارها در گذشته سند اصلی را دوباره بررسی نمی کردم. یادآوری مکرر است.
بهترین ها جان
می گوید

ممنون برایان
من در دیترویت بزرگ شدم و با MLK در خیابان ایستادم – من بچه بودم – اما برای حقوق مدنی با میلیون‌ها آمریکایی راهپیمایی کردیم. و ما کمک کردیم تا آمریکا به مکانی بهتر تبدیل شود.
فکر می کنم آن روزهای پرتلاطم دهه 60 الهام بخش و غم انگیز بود. اما امروز، من قصد دارم بر روی الهام کینگ بمانم.
"برای ساختن هنر، یک تکنیک خطاناپذیر را توسعه دهید، سپس خود را در معرض الهام قرار دهید." من نمی دانم چه کسی آن را گفته است.
MLK هر هفته نوشته های خود را تقویت می کرد. جهان در حال تغییر
سپاسگزار.
تیموتی
دایان می گوید

ممنون، برایان، برای چاپ این.
چه ادای احترام بزرگی برای مردی بزرگتر که زندگی را تغییر می دهد. من او را به خاطر تمام کارهایی که در یک محیط سخت و خصمانه انجام داد بسیار تحسین می کنم.
مرسی مارتین، برای شجاعت و سرسختی شما. و از شما برای ارتقاء مبارزه از خشونت به برادری سپاسگزارم.
می گوید

من با نظر مشین موافقم.
این واقعیت که او یک سخنور بزرگ بود حتی از من قدرتمندتر از خواندن آن و تلاش برای تصمیم گیری در مورد تأکید بر روی آن و مکان مکث و غیره شد.
صدا یک چیز قدرتمند است، به خصوص در "دست" یک گوینده باشکوه.
می گوید

این واقعیت که او یک سخنور بزرگ بود حتی از من قدرتمندتر از خواندن آن و تلاش برای تصمیم گیری در مورد تأکید بر روی آن و مکان مکث و غیره شد.
موافقت کرد. اما کلمات، و ساختار، و تکرار، و تغزل، و روشی که دو مفهوم تکرار شونده رویا و آزادی در آن خط آخر افسانه‌ای کنار هم قرار می‌گیرند… این نوشتن لعنتی خوبی است.
می گوید

موافقت کرد.
می گوید

زیبا. من سرما خوردم
می گوید

سخنرانی عالی بخش "بگذار آزادی زنگ بزند…" من را به یاد کارهای والت ویتمن انداخت.
آیا هرگز می‌خواهیم راهنمای ویتمن برای کپی شاعرانه ببینیم؟ 🙂
می گوید

خیلی الهام بخش خنده دار است که به عبارات تکرار شونده و قدرت آن فکر کنیم و به بسیاری از کسانی که آن روز آنجا بودند، از جمله باب دیلن فکر کنیم.
خیلی ها پیام او را باور کردند – آنقدر که او به خاطر آن کشته شد زیرا مردم از تحقق آن می ترسیدند.
بنابراین، ما امروز از او به گرمی یاد می کنیم.
با تشکر از درس های عالی در سخنرانی او.
می گوید

پاره كردن
می گوید

عکس های کمیاب از مجله TIME را اینجا ببینید
می گوید

من کاملاً با آنچه در نظر شماره 19 برایان می گویید موافقم.
بدون نوشتن، تمرین، اصلاح و متعهد شدن به حافظه، این سخنرانی به اندازه یک سخنرانی قدرتمند نبود.
کلمات صدا را ساختند و صدا کلمات را.
بدون همدیگر، آنها مانند 2 گنجشک در یک طوفان هستند.
می گوید

اول دلش حرف زد و بعد قلم آمد.
هنوز هم خواندن این سخنرانی و شنیدن صدای او بسیار شگفت انگیز است!
این نقل قول گویای همه چیز است:
معیار نهایی یک مرد جایی نیست که در لحظه‌های آسایش و راحتی بایستد، بلکه جایی است که در مواقع چالش‌ها و مجادلات بایستد. [با تشکر از جاش]
ما هر روز MLK را جشن می گیریم!
ممنون برایان
می گوید

ممنون برایان
چه مرد شگفت انگیزی چه قلبی چه مدل خشن برای "حق"!
این سخنرانی برای آزادی و برابری معادل سخنرانی رئیس سیاتل در مورد محیط زیست است.
امروز در وبلاگم در مورد این صحبت می کنم که چگونه ما به عنوان کپی رایترها و همه افراد تجاری می توانیم همان اصول عالی را در کار خود به کار ببریم.
برای اینکه همه را یکی ببینیم… همه ما بخشی از یک خانواده هستیم… خانواده انسانی.
و به این ترتیب، در بازاریابی خود برای مشتریانمان، می‌توانیم سهم خود را انجام دهیم تا مشتریان و مشتریان چشم‌اندازشان را به عنوان گنجینه‌های زندگی ببینیم…
و مطابق با آنها رفتار کنید.
همه ما یک هستیم، علیرغم تفاوت های درک شده.
به همراه همه شما، امروز و هر روز به دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور احترام می گذارم!
او جان خود را برای حقیقت، شرافت و آزادی برای همه داد. چه اعتقادی!
صلح،
کارولین
http://www.kickasscopywriter.com
می گوید

"از شما دکتر کینگ جونیور برای هر کاری که انجام دادید متشکرم."
می گوید

نوشتن حیرت انگیز *و* تحویل حیرت انگیز است. من سعی کردم بخشی از آن را در وبلاگ باز کنم، و احتمالاً نباید می‌کردم – من واقعاً روشی را که شما کلمات را در اینجا گذاشتید تا خودشان صحبت کنند، تحسین می‌کنم.
می گوید

سلام، من یک ویدیوی روز دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور ساختم که فکر می کنم همه از آن لذت خواهند برد. واقعا کوتاه است و باید لبخندی بر لبانتان بیاورد.
http://youtube.com/watch?v=AtugYg42mmc
دیوید اسپیتز
فی می گوید

چه روش باکلاسی برای تکریم مرد و اصول با گذاشتن این سخنرانی و گذاشتن خود به خود، بدون نظر. این را (دوباره) در یوتیوب تماشا کردم. سخنرانی عالی و نوشتن عالی.
می گوید

من واقعاً از شما برای احترام به دکتر کینگ سپاسگزارم. او سزاوار تمام احترامی است که تا به حال دریافت خواهد کرد و سپس کمی. این خوب است که بدانید مردم همچنان به دنبال پیام او هستند. برای همه افرادی که نمی دانند امروز چه کار کردید، از شما متشکرم!
می گوید

پست عالی در یک روز عالی
می گوید

من اهل هند هستم.. ما این سخنرانی را در متن انگلیسی خود برای مدرسه داشتیم… عالی و مرد بزرگ…
می گوید

هر بار که با این سخنرانی شگفت انگیز روبرو می شوم، از تاریخ شوکه می شوم. 1963. چنین زمان های اخیر (هر چند قبل از تولد من). این کشور هنوز مبارزات نژادی خود را دارد، اما ما راه درازی را در چنین زمان کوتاهی پیموده ایم. این نشان می دهد که کلمات چقدر می توانند قدرتمند باشند. از ارسال سخنان و الهام بخش ام ال کینگ متشکریم.
می گوید

این یک جورهایی نفس گیر است، اینطور نیست ماریلا؟ بله، کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام شود، اما پیشرفت در این نسل شگفت‌انگیز است.
می گوید

وای
می گوید

هیچ چیزی علیه دکتر کینگ نیست، اما چرا این تنها تعطیلات هنوز به نام یک شخص است؟ تولد لینکلن و تولد واشنگتن چه شد؟ آنها به روز رئیس جمهور عمومی تغییر یافتند، اما چرا؟
می گوید

روز کلمب را فراموش نکنید، سم… و آن یکی که در دسامبر به نام مسیح نامگذاری شده است. 🙂
می گوید

با تشکر، این یکی از بهترین کپی‌رایتینگ‌های الهام‌بخشی است که تا به حال ایجاد شده است، بنابراین مناسب‌ترین آن در این سایت است.
در اینجا برخی از خرد انگیزشی "روح" وجود دارد
این کور رنگی است
http://ourworld.cs.com/Articles99/10Quotes-rev.pdf
ماریسا می گوید

حتی بیشتر از اینکه بخوانم، مرا بی زبان می گذارد. متشکرم.
می گوید

این سخنرانی باعث شد که من و خودم را باور کنم که فرقی نمی‌کند رنگی باشی یا از چه نژادی آمده‌ای، که مهم نیست مردم در موردت چه فکری می‌کنند، همیشه موفق می‌شوی. از شما برای نجات آمریکا استفاده کرد. خدا به خانواده شما صبر دهد. ما به خدا اعتماد داریم.
می گوید

روشی که او این کلمات را بیان کرد، تفاوت را ایجاد کرد. به یاد داشته باشید که او یک سخنور بزرگ نیز بود.
می گوید

کلمات الهام بخش
می گوید

سخنرانی عالی
می گوید

پست فوق العاده برای امروز لرز را به ستون فقراتم می فرستد
می گوید

قدرت کلمات . . . جیز
برآمدگی های غازی را به سمت ستون فقرات، روی صورت و پایین بازوهایم می فرستد.
حقیقت این است: همه ما دارای این قدرت صدا، کلمات، انگیزه و الهام هستیم.
RIP The King.
می گوید

به اندازه هر کلمه ای که تا به حال نوشته شده (یا گفته شده) جاودانه است. یک نقل قول از TE Lawrence وجود دارد:
«همه مردم خواب می بینند، اما نه یکسان. آنهایی که شب در غبارآلود ذهنشان خواب می بینند، صبح از خواب بیدار می شوند و می بینند که این غروب است. اما رویاپردازان آن روز افراد خطرناکی هستند، زیرا آنها رویاهای خود را با چشمانی باز رویا می‌کنند و آنها را محقق می‌کنند.»
MLK قطعاً در روز خواب می بیند.
فرد ژو می گوید

از رویاپردازی دست بردارید و شروع به برنامه ریزی کنید – این جمله را زمانی که از CES فرار کردم به من رسید. ما به رویا نیاز داریم ما هم به برنامه نیاز داریم.
متشکرم!
می گوید

فقط کمی طنز موضوعی: اگر این سخنرانی امروز در قالب وبلاگ وارد شود، به عنوان پر کردن کلمه کلیدی علامت گذاری نمی شود؟ مطمئناً اینترنت نحوه تفکر ما و نحوه ایجاد و اشتراک گذاری محتوای خود را تغییر داده است!
با تشکر برای بازگشت به یک خطیب عالی!
می گوید

این عالی است. برای من جالب است که او یک رویا داشت، نه یک استراتژی، یا یک طرح تجاری یا یک سیستم. او یک رویا داشت. این همان چیزی است که همه ما باید با آن شروع کنیم.
می گوید

در اینجا دکتر کینگ نتیجه باورنکردنی این سخنرانی را با متن هماهنگ روی صفحه ارائه می کند. لذت بردن. http://vimeo.com/34743138
می گوید

یک فکر – بله، سخنرانی یکی از بهترین سخنرانی‌هایی است که تا به حال نوشته شده است، با شور و اشتیاق و قدرت به افرادی که آماده شنیدن پیام هستند، ارائه می‌شود. اما… آزادی باید هر روز تماشا و حفظ شود. آزادی به روش های ظریف کوچک از ما سلب می شود. آزادی زمانی از بین می رود که به دیگران اجازه دهیم تصمیم بگیرند چه کاری می توانیم انجام دهیم و چه کاری نمی توانیم انجام دهیم. چه می توانیم بگوییم و چه نمی توانیم بگوییم. و من معتقدم که در سال 2013 نیاز به یک مارتین لوتر کینگ دیگر وجود دارد که به آمریکا و جهان یادآوری کند که آزادی ارزشمند است و انتخاب و کنترل و مسئولیت شخصی همان چیزی است که هر فرد باید آن را به عهده بگیرد، عزیز بداند و به دیگران اجازه دهد. فقط به این دلیل که ما متفاوت فکر می کنیم دلیل نمی شود که هر یک از ما زنجیر، غل و زنجیر یا سرکوب شویم. فقط به این دلیل که باورهای متفاوتی داریم، تعطیلات مختلف را جشن می گیریم، آداب و رسوم متفاوتی را جشن می گیریم یا از سبک زندگی متفاوتی لذت می بریم، به هیچ فرد دیگری این حق را نمی دهد که آزادی ما را از بین ببرد. برایان، من معتقدم و دیده ام که Copyblogger مسائلی را آشکار می کند که به آرمان آزادی کمک می کند. بسیاری از وبلاگ نویسان، نویسندگان، سخنرانان و وزیران وجود دارند که اهمیت آزادی را درک می کنند. از جعبه صابون خود بیرون می آورم و می گویم از شما برای یادآوری یک مطلب فوق العاده به خوانندگانتان متشکرم. لحظه ای قدرتمند در تاریخ
می گوید

برایان، من خلاقیت شما را تحسین می کنم. سخنرانی را فقط با عنوان ارائه تفسیر قرار دهید. بگذار آنها بروند.
شما مردم را درک می کنید
با تشکر
می گوید

من تازه گوش دادن به این سخنرانی را دوباره تمام کردم. البته کل سخنرانی 17 دقیقه است. با وجود اینکه سخنرانی دکتر کینگ که به آن سخنرانی رویایی دارم، حدود 10 دقیقه طول کشید. در آن زمان، او با دقت زمینه جنبش را در سال 1963 ترسیم کرد. او همچنین در موارد متعدد از قانون 3 استفاده می کند. او به دقت متوجه می شود که چه کسی در بین مخاطبان است و ارتباط قوی برقرار می کند. مهارت او به عنوان سخنور تقریباً بی عیب و نقص است. او خود را عقب نگه می دارد و برای تأثیر کامل، شتاب حرکت می کند. سپس با دقت پیکان هایی را که نقطه های او را مشخص می کنند، رها می کند و هر بار با دقت به پیام هدف ضربه می زند. سپس بعد از بخش I Have a Dream، به مخاطب اجازه می دهد بداند که در مرحله بعد چه کاری باید انجام دهد. این یک نمایشگاه قدرتمند و زیبا از مهارت است.
می گوید

مرکز کینگ امروز پر از شادی باشکوه بود. ادای احترام بسیار زیبایی، و چنین روز جشن زیبایی.
می گوید

سخنرانی تحلیف اوباما در روز MLK، این زمان مبارکی است!
می گوید

چند کلمه عالی و عالی
می گوید

شما باید کل سخنرانی را تجدید چاپ می کردید، مخصوصاً قسمتی را که در مورد آمریکاست که به شهروندان رنگین پوستش چک بدی داده است و دکتر کینگ از ورشکستگی بانک عدالت امتناع می کند.
می گوید

من هرگز نمی توانم این سخنرانی را بدون اینکه اشک از چشمانم سرازیر شود بشنوم یا بخوانم. چقدر مناسب است که دومین تحلیف اولین رئیس جمهور سیاه پوست کشور در جشن تولد مارتین لوتر کینگ برگزار شود. من به آمریکایی بودنم افتخار می کنم.
می گوید

فقط یکی از قوی ترین سخنرانی ها و مردانی که تا به حال شده است. چه نعمتی بود که مارتین لوتر کینگ جونیور زندگی کرد. اگر او نمی مرد چه می شد؟
می گوید

این بسیار بصری است، بسیار زمان‌بندی شده – اما بالاتر از همه، یک حقیقت مرکزی را پیدا می‌کند. هنوز. با تشکر از به اشتراک گذاری آن به طور کامل.
می گوید

حالا این یکی عالی است.
می گوید

من پیوند کپی بلاگر را به سخنرانی دورانی کینگ، برای رئیس Pax Christi استرالیا، پدر کلود ماستویک، ارسال کردم. او مقاله مرتبطی را برای اعضای پکس ارسال کرد: سه شر بشریت: دکتر کینگ رویاهای دیگری داشت نوشته تام و جودی تورنیپسید، کانتر پانچ 21 ژانویه 2013:
در 1 دسامبر 1955، رزا پارکس از دادن صندلی خود به یک مسافر سفیدپوست در اتوبوس مونتگومری خودداری کرد. مارتین لوتر کینگ 26 ساله بود. کورتا به تازگی اولین فرزند خود را به دنیا آورده بود.
ای دی. دیکسون، کشیش مونتگومری دیگر، خواست تا میزبان جلسه ای در کلیسای باپتیست خیابان کینگز دکستر باشد – نه به خاطر کینگ، بلکه به این دلیل که کلیسا نزدیک ترین کلیسا به مرکز شهر بود – در آن سوی پایتخت. کینگ در جلسه بد برنامه ریزی شده شرکت کرد، با اکراه جذب شد و عظمت او شروع به ظهور کرد. لزوماً زمان مناسبی برای او نبود – او جوان بود، با خانواده ای جدید، پول زیاد یا تجربه زیادی نداشت.
او حتی در مقطع حساسی از زندگی خود تردید کرد. در پاییز گذشته، در زیارت میراث زنده جهانی یونیتاریست، پشت میزی در آشپزخانه او نشستیم، جایی که او نشسته بود، از خودش مطمئن نبود، دلسرد شده بود و از همه تماس‌های تهدیدآمیز برای خانواده‌اش ترسیده بود. تقریباً همان شب آن را ترک کرد. در میان شک و تردیدهایش، او "تصویر آشپزخانه" خود را داشت که با این اعتقاد که خدا در کنار کسانی است که برای عدالت می ایستند، با ترس های خود روبرو شد. دنیا برای انجام کاری که انجام داده به یک فرد کامل نیاز ندارد. دنیا به او نیاز داشت. و این هفته هشتاد و چهارمین سالروز تولد این رهبر اعتراضات بی خشونت، مبارز آزادی و قهرمان مبارزه برای حقوق مدنی و عدالت نژادی را جشن می گیریم.
او موجی از مردم عادی و شجاع را در خیابان‌های جنوب از تحریم اتوبوس‌ها، تحصن‌های ضد ناهار، رانندگی ثبت‌نام رأی‌دهندگان، تا سواری‌های آزادی رهبری کرد.
در مواجهه با احتمالات بسیار زیاد، کینگ می دانست که آن مردم عادی به رویایی مانند همه مردم نیاز دارند – رویایی که هم از طریق سر و هم از طریق قلب ما با روحیه ما صحبت کند. و چون می‌دانست که در 28 اوت 1963 در یادبود لینکلن در واشنگتن در برابر 125000 نفر ایستاد و یکی از معروف‌ترین و نقل‌قول‌شده‌ترین سخنرانی‌ها و شاید بزرگ‌ترین سخنرانی‌ها را ایراد کرد.
من رویایی دارم که روزی در تپه‌های سرخ جورجیا، پسران برده‌های سابق و پسران برده‌داران سابق بتوانند با هم بر سر میز برادری بنشینند. من آرزو دارم که چهار فرزند کوچکم روزی در کشوری زندگی کنند که در آن نه از روی رنگ پوستشان بلکه بر اساس محتوای شخصیتشان قضاوت خواهند شد. من امروز رویایی دارم."
اما دکتر کینگ رویاهای دیگری داشت.
فراموش می کنیم که کینگ رویایی فراتر از عدالت نژادی داشت. او همچنین معتقد بود که ما می توانیم بر خود جنگ غلبه کنیم، همانطور که در اسلو در سال 1964 و بعد از آن اشاره کرد. او در خواب دید که انسان همانگونه که در حال یافتن راهی برای پایان دادن به بی عدالتی نژادی است، جایگزینی برای جنگ و خشونت بین ملت ها بیابد. دیوانگی باید پایان یابد.
پرزیدنت اوباما، در سخنرانی جایزه نوبل خود، این دیدگاه را بیان کرد که ما در جنگ گیر کرده ایم و هیچ کاری نمی توانیم در مورد آن انجام دهیم، در واقع که اغلب موجه است. دکتر کینگ در سخنرانی نوبل خود به صراحت اعلام کرد که معتقد است سرنوشت ما با خود ماست که باید انتخاب کنیم. او گفت: "صلح جهانی از طریق ابزارهای غیرخشونت آمیز نه پوچ است و نه دست نیافتنی". او می دانست – همانطور که ما UU ها می دانیم "که ما در لباس سرنوشت به هم گره خورده ایم، در شبکه ای اجتناب ناپذیر از متقابل گرفتار شده ایم و هر چیزی که مستقیماً بر شخص تأثیر بگذارد به طور غیر مستقیم همه را تحت تأثیر قرار می دهد." او به ما می‌گوید که یا باید «یاد بگیریم که به عنوان برادر با هم زندگی کنیم یا همه با هم به عنوان احمق از بین می‌رویم».
او بیشتر و بیشتر متقاعد می‌شد که باید به شدت علیه جنگ ویتنام صحبت کند و در سال‌های 1967 و 68 چنین کرد. او دقیقا یک سال قبل از مرگش مشهورترین سخنرانی ضدجنگ خود را با عنوان «آن سوی ویتنام» در کلیسای ریورساید منهتن ایراد کرد. درک اینکه چقدر در آن زمان رادیکال بود دشوار است. نزدیکترین مشاوران او سعی کردند او را از این موضوع منصرف کنند زیرا احساس می کردند که این کار فعالیت حقوق مدنی او را کمرنگ می کند. این امر رئیس جمهور جانسون را که از حامیان حقوق مدنی بود و در عین حال جنگ را دنبال می کرد، بیگانه می کرد. و این کار را کرد. او به دلیل انتقاد از سیاست خارجی آمریکا برچسب غیر وطن پرست می خورد. اما او احساس می کرد که پایان دادن به تبعیض در آمریکا و پایان دادن به کشتار در ویتنام از هم جدا نیستند. به عنوان یک مرد وجدان، یک مرد دلسوز، باید صحبت می کرد. و بهای صحبت کردن را پرداخت. همه رسانه های بزرگ از جنگ حمایت کردند. او مرتباً در روزنامه های سراسری مورد حمله قرار می گرفت. نیویورک تایمز سرمقاله هایی علیه او نوشت. بسیاری از حامیان او علیه او مخالفت کردند. او را خائن و کمسیون می نامیدند.
او به همان دلایلی مورد حمله قرار گرفت که ما صلح‌جویان مخالف جنگ‌های عراق، پاکستان، افغانستان و تمامی اقدامات نظامی ما در سرتاسر جهان، امروز مورد حمله قرار می‌گیریم و پاسخ‌های او به آن‌ها بسیار شبیه پاسخ ما بود.
ابتدا جنگ را با نژادپرستی و مبارزه برای برابری مرتبط کرد. مردان سیاه پوست به مراتب بیشتر از برادران سفیدپوست خود که توانایی مالی و ارتباطات لازم برای فرار از سربازی را داشتند برای جنگیدن و مرگ فرستاده شدند. مردان جوان سیاه‌پوست که در جامعه ما از حقوق برابر محروم بودند، برای تضمین آزادی‌ها در آسیای جنوب شرقی حرکت می‌کردند. امروز، در ارتش داوطلبانه ما، یک پیش نویس اقتصادی وجود دارد، که در آن همان مردان جوان سیاه پوست – که با کمبود شغل و فرصت های اندک مواجه هستند – مجبور می شوند برای زنده ماندن به ارتش بپیوندند.
کینگ با یک دیدگاه ملی گرایانه محدود، با ایده کشور ما، درست یا نادرست، محدود نمی شد. او خود را یک شهروند جهانی می دانست. فداکاری او محدود به نیازهای آفریقایی-آمریکایی ها یا حقوق مدنی نبود. او نه فقط برای نجات روح آمریکا، بلکه برای تلاش برای بهبود همه، برادری انسان، وقف شده بود. او احساس نیاز ویژه می کرد که علیه ماهیت نظامی ما صحبت کند. تا زمانی که او به وضوح با "بزرگترین تامین کننده خشونت در جهان عصر خود" – کشور خود – صحبت نکرده بود، موعظه عدم خشونت برای مردان جوان خشمگین سیاه پوست غیرممکن بود.
او از آسیب‌های جانبی جنگ و رنج مردمی که ادعا می‌کردیم آزاد می‌کنیم صحبت کرد – نه سربازان هر طرف یا دولت نظامی، بلکه از غیرنظامیان، مردمی که تقریباً تحت لعنت جنگ بودند. سه دهه مداوم حتی برای کسانی که برای حمایت از آنها آمده بودیم، "آب آنها را مسموم کردیم، محصولاتشان را کشتیم، خانواده ها، روستاهایشان را ویران کردیم" و اغلب مرگ را به ارمغان آوردیم. و در جنگ های امروزی کشورمان، خسارات جانبی همچنان رو به افزایش است. در جنگ جهانی اول به ازای هر 10 سرباز در هر دو طرف یک غیرنظامی کشته می شد. امروزه درست برعکس است. با پیشرفت های تکنولوژیکی در ابزار کشتار، به ازای هر سرباز حداقل 5 غیرنظامی بی گناه کشته می شوند.
و در مورد اثرات جنگ ها بر مردم خودمان چطور؟ در آن زمان مانند اکنون، «این کار پر کردن خانه‌های ملت ما از یتیمان و بیوه‌ها، تزریق داروهای سمی نفرت به رگ‌های انسان‌های معمولی، فرستادن مردان به خانه‌ها از میدان‌های جنگ تاریک و خونین معلول جسمی و روانی، قابل آشتی نیست. خرد، عدالت و عشق.»
قوی ترین پاسخ او به منتقدانش درباره مخالفتش با جنگ، اقتصادی بود و من امروز با آن موافقم. او گفت: «ملتی که سال به سال به هزینه‌های بیشتر برای دفاع نظامی ادامه می‌دهد تا برنامه‌های ارتقای اجتماعی، به مرگ معنوی نزدیک می‌شود.» وقتی من و جودی هر یکشنبه در پارک به بی‌خانمان‌ها غذا می‌دهیم، تابلوی خود را نصب می‌کنیم. یک طرف آرم ما و در طرف دیگر سخنان ژنرال آیزنهاور است.
هر تفنگی که ساخته می‌شود، هر کشتی جنگی پرتاب می‌شود، هر موشکی که شلیک می‌شود، در معنای نهایی، دزدی از کسانی است که گرسنه هستند و سیر نمی‌شوند، کسانی که سرد هستند و لباس نمی‌پوشند. این دنیای اسلحه به تنهایی پول خرج نمی کند. عرق کارگرانش، نبوغ دانشمندانش، امیدهای فرزندانش را خرج می کند.»
امروز ارتش 55 درصد از بودجه اختیاری ما را تشکیل می دهد. جنگ افغانستان به تنهایی 2 میلیارد دلار در هفته برای ما هزینه دارد. و سازندگان اسلحه و جنگ افروزان سلاح به هر دو طرف می فروشند و از خون جوانان ما ثروتمند می شوند. امروز بیش از هر زمان دیگری به کسانی نیاز داریم که بی‌ترس در برابر چنین جنون‌هایی سخن بگویند.
در پایان زندگی، کینگ غرق رویای پایان دادن به فقر شد. او در اوایل سال 1964 در سخنرانی جایزه نوبل خود در مورد آن صحبت کرد، اما در سال 1968 به شدت در مورد ارتباط متقابل نژادپرستی، جنگ و فقر صحبت کرد. او واقعاً در زمین خطرناکی قرار داشت. او چشم انداز خود را از تلاش برای دستیابی به حقوق برابر برای آمریکایی های آفریقایی تبار و ایجاد صلح، تا پایان دادن به فقر سیستماتیک و جستجوی عدالت اقتصادی برای همه گسترش داد. پیش از این، او در تلاش بود تا طرز تفکر مردم در داخل و خارج از قدرت را در مورد نژاد و جنگ تغییر دهد. اکنون او در تلاش بود تا طرز فکر مردم در داخل و خارج از قدرت را در مورد قدرت تغییر دهد.
او در روز مرگش در ممفیس بود و از اعتصاب کارگران سرویس بهداشتی حمایت می کرد – برای دستمزد منصفانه و شرایط کاری مناسب. در دستور کار، کمپین مردم فقیر بود، طرحی برای آوردن هزاران فقیر از همه نژادها در راهپیمایی دیگری به واشنگتن و خواستار شغل و، از همه مهمتر، نه فقط دستمزد معیشتی، بلکه درآمد تضمین شده برای همه. در سال 1968 استثمار اقتصادی را درک کرد و آرزویش پایان دادن به آن بود.
کینگ در طول زندگی خود با سه شر بزرگ بشر روبرو شد – نژادپرستی، جنگ و فقر. رویای او غلبه بر هر سه بود. شب قبل از مرگ، کینگ آخرین سخنرانی بزرگ امید خود را ایراد کرد و به پیروانش اطمینان داد که رویاهایش نمی‌میرند. اگر آنها هم مثل ما امروز به دنبال آن رویاها می‌رفتند، می‌دانست که روزی به سرزمین موعود خواهیم رسید.
تام و جودی ترنیپسید در کارولینای جنوبی زندگی می کنند. آنها را می توان در: tturnipseed@turnipseed.net در دسترس قرار داد
می گوید

برای این پست وبلاگ از Seigneur Brian Clark تشکر می کنم. یک بار دیگر با این پست وبلاگ ثابت می‌کنید که مراقبت از یک قبیله وفادار چقدر خوب است. برای من شخصا و به احتمال زیاد برای سایر رنگین پوستان و خوانندگان وفادار کپی بلاگر، شما قلب ما را لمس کردید.
من هم مثل هر کسی دوست دارم عمر طولانی داشته باشم. طول عمر جای خود را دارد. اما الان نگران این نیستم. من فقط می خواهم خواست خدا را انجام دهم. و او به من اجازه داد تا به کوه بروم. و من نگاه کردم و سرزمین موعود را دیدم. . . پس امشب خوشحالم من نگران هیچ چیز نیستم. من از هیچ مردی نمی ترسم.»
– سخنرانی "من به قله کوه بوده ام"، 3 آوریل 1968 (روز قبل از ترور او)
سخنرانی بالای کوه: http://youtu.be/ixfwGLxRJU8
می گوید

من آرزو دارم که چهار فرزند کوچکم روزی در کشوری زندگی کنند که در آن نه بر اساس رنگ پوستشان بلکه بر اساس محتوای شخصیتشان قضاوت خواهند شد.
این نقل قول هنوز مرا درگیر می کند.
تشویق،
با این حال، اگر نگوییم بهترین سخنرانی که تا به حال در برابر مخاطبان ارائه شده است.
تشویق و تمجید
نظرات این مقاله بسته شده است.
این سایت حاوی لینک های وابسته به محصولات است. ممکن است برای خریدهای انجام شده از طریق این پیوندها کمیسیون دریافت کنیم. با این حال، این بر بررسی ها و مقایسه های ما تأثیری ندارد. ما فقط محصولاتی را پیشنهاد می‌کنیم که بررسی کرده‌ایم، و در بسیاری از موارد از آن‌ها نیز استفاده می‌کنیم تا به شما کمک کنیم بهترین انتخاب را داشته باشید.
حق چاپ © 2006–2022 Copyblogger Media LLC
source
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.





source

توسط salamatikhabari